بطور کلی بهار دختر کنجکاو و پیگیریه و تا جواب سوالش رو نگیره ول کن نیست و مرتب با یه آهنگ یکنواخت سوال یا درخواستش رو تکرار می کنه جالب این جاست که اصلا تحت هیچ شرایطی حتی در صورت توجه نکردن و جواب ندادن به سوالش حاضر نیست تن صداش رو بالاتر ببره چند ماه پیش با هم برای خرید بازار رفته بودیم با توجه به شلوغی بازار و همهمه اطرافمون خیلی صداش رو واضح نمی شنیدم فقط از یه جایی توی بازار تا یه مسافت خیلی دورتر شاید ده دقیقه بصورت خیلی ضعیف می شنیدم که داره دائم چیزی رو تکرار می کنه به حساب این که داره شعری داستانی چیزی به عادت همیشه زیر لب می خونه توجهی نکردم ولی وقتی دیدم زمزمه آرومش اصلا قطع نمی شه نشستم کنارش و گوش دادم دیدم داره زیر لب و دائم تکرار می کنه : کفشم در اومده کفشم در اومده کفشم در اومده کفشم دراومده...... با چشمایی که از تعجب گشاد شده بود و با ناباوری نگاهم رفت سمت پاهاش و دیدم بعععععععععله فقط یه لنگه کفش پای خانومه وتمام این مسافت رو بدون کفش اومده بدون این که حاضر باشه یه خورده تن صداش رو بالا ببره نمی دونستم باید بخندم یا گریه کنم و البته تنبیه یه مامان حرف گوش نکن اینه که یه دختر تپل رو بغل کنه و تمام راه رو برگرده و البته از شانس خوبمون لنگه کفش رو پیدا کنه ....
چند روز پیش هم که طبق معمول رفته بود سراغ آب سرد کن و شیر آب رو باز کرده بود و داشت لیوان لیوان آب رو می ریخت دور و برش باباش با لحنی کمی بلندتر از معمول بهش گفت بهار این کار رو نکن اونوقت بهار خانوم با قیافه ای حق به جانب و صورت و لحنی کاملا جدی صاف تو چشای باباش نگاه کرد گفت بابا لطفا آروم صحبت کن....
گاهی از این که عادت داره بدون عصبانی شدن و فقط با پیگیری به خواسته ش برسه خوشم می آد و خوشحال میشم گاهی هم فکر می کنم نکنه این عادتش باعث بشه توی اجتماعی که از راننده تاکسی تا عابر پیاده همه سر هم داد می زنن نتونه حقش رو بگیره .... والبته همیشه بعد از این تفکرات به این نتیجه می رسم که ترجیح می دم یه دختر آروم داشته باشم که با منطق طرف مقابلش رو قانع می کنه نه با صدای بلند مطمئنم که اونقدر با هوش هست که با همین رفتار هم راه گرفتن حقش رو پیدا کنه اینو مطمئنم

